فرم گرایی ، فرم گرایی لعنتی


اعماق مستی را می توان
در پیچ و تاب دود سیگار نگاهم
نگاهی که دیگر پنجره بخار کرده ی چشمانت را نخواهد زدود
و نگاهی که آینه ایست
رو به دیواری
دیواری که روزی وداع من خواهد بود
با وجودت ...


نوشته های فرمالیستی . امان از این نوشته های فرمالیستی . نوشته هایی که کلمات رو در هم گره می زنن . در حالی که نویسنده حتی بیشتر اونا رو حتی تجربه هم نکرده . نه مست بوده و نه غرق در دود سیگار . پس این کلمات برای اون چه معنی می دن ؟ و استفاده از پیچیدگی های زبانی چه فایده ای داره ؟ نویسندگان با سواد تر این نوشته ها ، می گن : فرم ، غایت یک نوشته است . و زیبا بودن فرم ، فارق از معنا ، هدف ادبیات است . و اوج آن . اما عزیزان نویسنده من . فرمالیست ها 50 سال پیش می تونستن روشن فکر باشن . امروز حتی ادای اونو هم نمی تونن در بیارن . اما در بین عموم مردم همچنان این نوشته ها زیبا هستن . و واقعا هم هستن . اما کی می خوایم رو به جلو حرکت کنیم ؟ کی عموم مردم می خوان برن جلو ؟