خاکستری باید بمیرد


خوب و بد ، دو مفهوم جدا از هم با مرزبندی مشخص نیستند . در خیلی از موارد این دو در هم حل می شوند . و سینمای ایران هم در چند سال اخیر بالاخره شروع به نشان دادن این امر بدیهی کرد . یعنی نشان دادن این که خوب می تواند بد باشد و بد می تواند خوب باشد . 
اما مشکل اینجا بود که اگر شخصیت اصلی کارهای بد کند ، اما با نیت خوب ، در انتها چه می شود . مثلا دزدی که از مفسدین جامعه دزدی می کند و به نیازمندان می دهد . مثل رابین هود . این آدم خوب است یا بد . و نتیجه اخلاقی داستان چه میشود . که اگر این شخصیت در فیلم ایرانی و در انتهای آن روی خوش ببیند ، فیلم هرگز اکران نخواهد شد . و بدآموزی آن همه را از راه به در خواهد کرد . چون ما هنوز ، تا این لحظه که در ایران دزد نداشته ایم . و این دست فیلم ها می توانند دزد تربیت کند .
اما فیلم سازان عزیز ایرانی راه حلی برای این شخصیت های خاکستری پیدا کردند . به طرز احمقانه ای در تمام فیلم هایی که شخصیت های اصلی آن نه خوب خوب هستند نه بد بد ( مانند تمام انسان های واقعی در دنیای واقعی ) در انتهای فیلم شخصیت های اصلی کشته می شوند . تا نویسنده و کارگردان فرار کنند . فرار از جواب به این سوال که آیا شخصیت خاکستری با وجود کارهای اشتباه می توانست انسان خوبی باشد ؟ و باور کنید . تمام فیلم های ایرانی بدون استثناء از این اصل پیروی می کنند .