اندوه

آنچنان اندوه بی دلیلی سراغم اومده که نمی دونم باهاش چکار کنم . مث یه تیکه چوب که افتاده وسط دریا بی اختیار شدم . برای نگه داشتن هیچ کس هیچ تلاشی نمی تونم بکنم . اگه تو هم می خوای بری ، برو ...