تلفیق برای تلفیق

 

 

هنر مدرن و به دنبال آن پست مدرن هدیه ای به هنر داد به نام تلفیق . در این هدیه ، که امروز یقه ی هنر را گرفته و تیشه به ریشه ی آن می زند ، می توان هر دو یا چند چیز را با هم آمیخت . اما برای چه ؟ در بسیاری از موارد هدف تلفیق تنها تلفیق است . یعنی ذوق هنرمند برای نشان دادن شیرین کاری . و این است آفت تلفیق . در موسیقی نمونه های زیادی از آن را می بینیم . آمیزش موسیقی سنتی با موسیقی پاپ یا راک . اما برای چه ؟ مثلا اشعار مولانا و حافظ را روی موسیقی راک شنیدیم . خیلی کار جدیدی بود . خب بعد ؟ حال نوبت اشعار خیام با موسیقی راک است ؟ نمونه های غربی این مساله هم بسیارند . گوتیک متال . در اکثر موارد به معنی قرار گرفتن ویولن و ویولن سل در کنار گیتار الکتریک با دیستورشن بالاست . اما با چه هدفی ؟ تلفیق 2 نوع موسیقی با نواختن ملودی توسط سازی که به آن تعلق ندارد یا اجرای 2 نوع موسیقی متفاوت به صورت مجزا اما در کنار هم ، سطحی ترین و بی معنی ترین نوع تلفیق است . همان طور که در فسنجان می توان روغن آنرا به راحتی جدا کرد ، این نوع اصوات هم از هم نفکیک پذیرند . اما تلفیق در مواردی هم بسیار به جاست . زمانی که ابزاری شود برای بیان حرفی . برای مثال در یک سبک هنری نقص هایی وجود دارد که در سبکی دیگر می توان مکمل آن را یافت . پس تلفیق این دو ، فرمی کامل تر به دست می دهد portishead موسیقی جز (jazz) را با راک آمیخت و فضای کرخت و خالی امروز را نشان داد . Nicole simone از آن برای نشان داد لذت و پوچی آن لذت استفاده کرد . Muse هارمونی های موسیقی کلاسیک را به کار گرفت و سطح نازک موسیقی پاپ را عمقی بخشید که دیگر " پاپ " نبود . مسعود شعاری آواز و جواب آواز سنتی و ریتم خشک موسیقی سنتی را طراوتی بخشید و ... اما هر لحظه این تلفیق به سمت " ببین این 2 تا رو هم میشه کنار هم گذاشت " رفت ، لحظه بود که آن اثر مرد .