تاریکخونه

هیچ نوری نیس جز یه نور قرمز خیلی ضعیف . حامد رو می بینی که پشت سر سارا واساده . دستشو دور کمرش حلقه کرده . مگه می تونه سارا اینجوری آگران رو تنظیم کنه . عوضش کلی صفا داره . بعدش می ری سراغ دستگاه خودت . هرچی تنظیمش می کنی بازم نورش تنده . عکست هم تار افتاده رو میز . فوکوس نمیشه . نور قرمز . آخه نور قرمز عزیزم . چرا انقدر کمی که نمی تونم اینو درست ببینم . جه خوبه که انقد کمی که آدما رو بهم نزدیک می کنی . بالاخره تنظیم میشه و کاغذ عکس رو می ذاری زیر آگران . بعد از 10 ثانیه برش می داری می ذاریش تو حوضچه ی دارو . باس تکون تکونش بدی . که ظاهر بشه . که دست تو و مینا بخوره به هم . و تو اون نور قرمز ضعیف لبخند رو ببینی رو لبش . خیلی کوتاه . داره بهت لبخند می زنه ؟ یا شکل صورتش اینطوری نظر می رسه . بعد ذوق دیدن این که عکس شلنگ توی پارک لاله داره یواش یواش ظاهر میشه رو سفیدی کاغذ ، حتی مینا رو هم کمرنگ می کنه ...

می ارزید که 10 دقیقه تانک فیلم رو تو دستت تکون بدی و دهنت سرویس بشه  اما تاریکخونه رو تجربه کنی ...